تبليغاتX
نشريه الكترونيكي سرپل زهاب
شنبه بیست و یکم شهریور 1388
نمای از سرپل ذهاب
شنبه بیست و یکم شهریور 1388
مناظری زیبا از طبیعت بزمیر آباد
مناظری زیبا از طبیعت بزمیر آباد(عکس از داریوش محمد خانی کارشناس بهداشت محیط

 

 

 

 

شنبه بیست و یکم شهریور 1388
آرامگاه احمد بن اسحاق
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388

 

اخراجی های 3

 
 
 
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388
ایل کلهردر استان قزوین و کرماشان

ایل کلهردر استان قزوین و کرماشان

آزادکرماشانی


راولینسون در کتاب گذر از ذهاب می نویسد :کلهر اگراز قدیمی ترین طایفه های ایل کردستان نباشد.به عنوان یکی از قدیمی ترین طوایف شناخته شده است .ایل کلهر از 000/20خانوار تشکیل شده که نصف انها در نقاط مختلف ایران پراکنده و بقیه هنوزدر اقامتگاههای قدیمی در حوالی زاگروس به سر می برند:کلهرکرماشان به دو شعبه بزرگ شاهبازی و منصوری که اولی در حدود18000خانوار و دومی در حدود2000خانوار است تقسیم می شوند کلهری های شاهبازی منطقه وسیعی را از ما هی دشت در نزدیکی کرماشان تا مندلی در مرز عثمانی (که فعلا جز عراق است)در اختیار دارندو منصوریهادر منطقه گیلان غرب سر حد لرستان که از ناحیه هموار کرتفعی به نام (چلیه)میگذرد ایوان و اقامتگاه رئیس طایفه منصوری به شمار می رود و روستای کوچی است .


>>>> ادامه‌‌ مطلب
شنبه بیست و نهم فروردین 1388

  از اشعار لطیف هلمت

وازه نیز گل است گل

  پستانهایت و

هر آنچه مابین‌شان هست

از آن منند، من!

لبهایت و

هر آنچه مابین‌شان هست

از آن منند، من!

اگر که سنگ نیز بخوابد

من سکوت نمی‌کنم!

آخر

برای چشمان زیبای تو

چه کسی نغمه سر بدهد؟

خدا در طول شب

ستاره‌ی آسمانهای باغچه‌گونه را

در آیینه‌ی دریاها می‌شوید.

و من همواره‌

قلبم را باغچه‌ای می‌‌کنم از کلماتی زیبا

چونکه کلمه‌ی زیبا

گل است، گل..

براستی تو از مسافتی هفت شبانه‌روزی

نمی‌بویی کلمه‌ی زیبا را..؟

ترجمه: کریم تاقانه

 

دوشنبه سوم فروردین 1388
عکس روز (نمایی از شهر سرپل زهاب)
 

چهار راه احمد بن اسحاق

یکشنبه یازدهم اسفند 1387
رود «الوند» در گذر تاریخ
 

رود «الوند» در گذر تاریخ                                                                                                     منبع : سایت کورد نیوز

رود الوند از ميانه شهر سرپل ذهاب گذشته و از غرب به سمت قصرشيرين جاري مي گردد و از کناره شرقي رشته کوههاي "بازي دراز" گذشته و به مرکز شهر قصرشيرين مي رسد. اين رودخانه پس از گذر از ريجاب وارد تنگ پيران در نزديکي قريه پيران و سپس به جلگه اي در پايين روستاي "بان زرده" وارد مي شود. طول رودخانه الوند از اين سرچشمه تا آبريزگاه دجله 280 کيلومتر و ارتفاع آن ازسرچشمه به يک هزار و500 متر مي رسد.

رودخانه سرزنده و هميشه جاري "الوند" يا "حلوان" در غرب استان کرمانشاه از کوههاي دالاهو و قلاجه سرچشمه مي گيرد.
سرچشمه اصلي اين رودخانه از سراب اسکندر در غرب قلل زاگرس حد فاصل 32 کيلومتري در شرق دشت ذهاب و در شمال دهستان ريجاب واقع شده است.
واژه الوند، برگرفته از يک واژه از زبانهاي آريايي است که به مفهوم "از آن بزرگي يا بلندي" مي باشد و نام کوه الوند که در نزديکي شهر همدان (اکباتان ) واقع شده نيز از مشخصه هاي نامهاي جغرافيايي در سرزمين اسکاني آرياييان مي باشد.
به عقيده کارشناسان، الوند از "هرا يا هله" به معني بلند و " ونتا يا وند" به معني "از آن يا متعلق" برگرفته و واژه "وند" به عنوان پسوند در نام طوايف کرد درکردستان بسيار ديده مي شود، مانند "کاکاوند" ، "رشوند" و بسياري ديگر.
براين اساس، رودخانه هاي که از بلندي کوهها با شدت جاري مي شوند و آبشاري را بوجود مي آورند، در گويش هاي آريايي "هراوند يا هله وند" ناميده شده اند.
پس به تعبيري ديگر مي توان اينچنين بيان کرد که نام کنوني رودخانه الوند تنها تکاملي ديرينه از واژه آريايي "هله وند" است که در ادبيات عربي به "حلوان" مبدل شده و در گويش کنوني مردم منطقه به زبان کردي به "الون" و يا "هه لون" مشهور شده است.

>>>> ادامه‌‌ مطلب
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
کڕووزانه‌وه‌ له‌ به‌رده‌م خوای خۆم‌دا

کڕووزانه‌وه‌ له‌ به‌رده‌م خوای خۆم‌دا

نووسینی :که‌ریم تاقانه

 

خودایه! ده‌ستم داوێنی گه‌وره‌ییت ڕ‌ه‌حمه‌تێ!

ژیانم پی‌ ببه‌خشه‌وه‌ و بمگێڕه‌وه‌ بۆ دۆخه‌که‌ی جاران.. بمکه‌‌وه‌ به عاشقه‌ زه‌ردۆڵه‌که‌ی ئه‌وسا و به دڵخوازه‌که‌ی خۆم شادم که‌وه‌ تا ترپه‌ی دڵم بچێته‌وه‌ سه‌ر ئیقاعه‌که‌ی ئه‌وسای خۆی، تا گۆرانیی ژیان بۆ باڵای به‌رز و سینگی پڕ له گوڵه‌مێخه‌کی بچڕم و ده‌سته‌ملانی بم.. تا به په‌ڕه‌ی دڵم چاوی سه‌وزی کلڕێژ بکه‌م و به گڕی هه‌ناسه‌م زوڵفی چین له سه‌ر چین و قه‌ترانیی شانه بکه‌م.. خودایه، بمگێڕه‌وه‌.

 خودایه‌! ڕه‌حمه‌تێ.. مزگێنیم پێ بده‌ و ئه‌و پۆله هه‌وره‌ ڕه‌ش و که‌ڵه‌که‌بووانه‌ بتوێنه‌وه‌ به سه‌ر پێده‌شتی ده‌روونم‌دا و .. بمژێنه‌وه‌ به دیداری ئازیزم.. ئاخر ئه‌م پێده‌شته‌ ده‌مێکه‌ شنه‌بایه‌کی پێی ئه‌وی نه‌بۆته میوان.. چ غوربه‌تێکه تێی که‌وتووم و.. چ مه‌رگه‌ساتێکه ژینم!..

 بارانی ڕه‌حمه‌تێ، خودایه‌.. با نه‌مرم!..

بمژێنه‌وه‌ و بمکه‌وه‌ به شێت و شه‌یداکه‌ی جاران. با له‌م ئاخر و ئۆخره‌ی پاییزدا باڵی هه‌زار په‌پووله‌ی ئێسک‌سووکی چیرۆکم، چه‌شنی ئه‌و گوڵانه‌ی ئه‌وێ، هه‌ڵنه‌وه‌رێ.. با گه‌رووی هه‌زار بولبولی خۆشخوانی شێعرم نه‌تاسێ.. با پرچی هه‌زار کچی ته‌ڕ و تازه‌ی په‌خشانم چه‌شنی به‌فره‌که‌ی ئێره‌، سپی نه‌بێ. بمژێنه‌وه‌، خودایه‌...!

 سوێد

پاییزی 2005

یکشنبه بیستم بهمن 1387
ميني بوسي كه از شهر برگشته است !

  ميني بوسي كه از شهر برگشته است !

يادداشتي بر  گه رمه شين /جلیل آهنگرنژاد

گرمه شین شاعر سرپلذهابی علی الفتی

ارسال شده توسط رضا حاتمی همکار نشریه


هنرمند آمده تا دنيا را روايت كند . روايتي گاه تلخ و گاه شيرين . و شاعر در اين ميان ، راوي دردها و رنج ها ي بزر گ بشريست . گويي ما مشرقي ها ، ايراني ها ، كردها بيش از هر چيز خمير مايه ي روحمان را با اندوههاي بزرگ سرشته اند . شايد همان تغبير عارفانه ي» نيستان ازل « را به شكلي ناخود آگاه و جدي تر از همه ي اقوام و ملل پذيرفته ايم . شايد واژه ها ي زخمي درطول تاريخ  بيشتر  با اين فرهنگ خو گرفته اند . كوهها ، صخره ها ، بلوط ها ، چشمه ها و پريان خيالي شان نيز همخون اين رنج هاي بزرگند .
از همين روست كه هر گاه اثر يا مجموعه آثاري از شاعران كرد مي بينيم ، نا خود آگاه و پيش از گشايش ديباچه هاي آنان ، خود را با نگاهي همراه مي كنيم كه با اين پروسه ي ازلي ابدي احساس خويشاوندي مي كند . شگفتا كه ما از همان ابتدا مجموعه اي پارادوكسيكال از اندو ه و شادماني بوده ايم .
اين افراط و تفريط را در رنگ لباس و ... در فرهنگ كردي مي توان به وضوح ديد . اندوهمان دراوج است وهر گاه با طبل شادي نيز همنوا مي شويم به اوج مي رسيم و اين خاص نگاه حسي يك هنرمند در چارچوب قومي است كه كمتر تن به شكست چار چوبها داده است .


>>>> ادامه‌‌ مطلب
جمعه هجدهم بهمن 1387
شعرها، تمام مثنوی های احمد عزیزی

 پس از گزیده ی شعرها، تمام مثنوی های احمد عزیزی در یک کتاب آمد

احمد عزیزی شاعر سرپلذهابی

ارسال شده توسط رضا حاتمی همکار نشریه

 پس از انتشار گزيده‌ي شعرهاي احمد عزيزي با نام «خواب ميخك»، «طغيان ترانه» شامل تمام مثنوي‌هاي اين شاعر منتشر شد.به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «خواب ميخك» مجموعه‌اي از 30 سروده‌ي عزيزي در قالب مثنوي است كه به تازگي از سوي انتشارات تكا در شمارگان سه‌ هزار نسخه و 280 صفحه منتشر شده است. همچنين «طغيان ترانه» شامل بيش از 200 مثنوي اوست، كه به تازگي از سوي نشر كتاب نيستان انتشار يافته است. اين مجموعه در 660 صفحه و شمارگان سه هزار و 300 نسخه به چاپ رسيده است. در اين مجموعه، شعرهايي‌ چون: شناسنامه‌ي رؤيا، نيايش خاك، زائران تشنه، اقليم كاش‌ها، بغض بعثت، شست‌وشو در طنين، باغ تصوير، بهشت صحرا، چشمه‌ي دختران، بيات نينوا، ابرهاي اجابت، جنايت آل سكوت، شعر جاهلي، دولت يار، رو به پايان، از دشت مطلق، ‌آخرين‌ دعاي عشق و دو ركعت عشق آمده است. مجموعه‌ي آثار احمد عزيزي شامل چهار جلد است كه پيش‌تر، «قوس غزل» شامل غزليات، «يك ليوان شطح داغ» شامل شطحيات و «ناودان الماس» شامل شعرهاي نو از سوي نشر يادشده منتشر شده بودند، و جلد چهارم با نام «طغيان ترانه» شامل مثنوي‌هاي او به تازگي انتشار يافته است. نيمه‌ي اسفندماه سال گذشته، احمد عزيزي در بيمارستان بستري شد و به کما فرو رفت و همچنان در بستر است. از آثار او به «خواب‌نامه‌»، «باغ تناسخ»، «رودخانه‌ي رؤيا»، «باران پروانه»، «كفش‌هاي مكاشفه»‌ و... مي‌توان اشاره كرد.

پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
هەڵویست
هەڵویست موسسه فرهنگی هاوار لە بارەی کاک عەباس جەلیلیان!

یە کی وە دووسەیلمان وە ناو "رووژیار" وە خەو هەڵسانەمان و ئەڕامان نویساس ک چەوەڕی نویسان و هەڵویست ئێمەس لە بارەی کاک عەباس جەلیلیان!

وە راسی ئنسان نیەزاند چە بنویسد ! چ جوور باس لە بارەی ئی رووداوە بکەد؟

وەختێگ کەفمەو یاد ئەو ساتەیلە ک ئی  دووس زانا و هەڵ کەفتەمانە هاتیادە ناو دەفتەر هاوار و تەنیا خەفەت و پەژارەی ئی نویسەر توانای شارەگەمانە بووار کولتوور و ئەدەب بی، دی چ دەلیل و بایسێگ مومکنە ئەڕای دروس بکەن؟!

  ئێمە ک وە ناو دامەزراو هاوار وە گەرد ئێ برای زامەتکیشمانە ماوەیێگ هاوکار بویمن، داوا کەیم لە بەرپرسەیل دەوڵەتی ئێران،ک وە راسی و دروسی بنویڕنە ئێ قەزایا و دڵسووز راستەقینەی وڵاتەگەمان بوون.

کاک عەباس تەنیا یەی نویسەر و یەی شاعر و یەی موحەقق بووار فەرهەنگی یە، وە ئەو یەی کەسایەتیێ کولتوورییە نە سییاسی!

یەی جار ترەک وە مەسئوولەیل وڵاتمان داوا کەیمن ک رێگای کارەیل فەرهەنگی ئاوەڵا بکەین تا وڵاتەگەمان بوودە جای شکووفا بوین ئی ئستعدادەیلە.

فه رهه نگی باشوور

وە راسی هەیفە کەسانێگ جوور کاک عەبباس وەختیان وە ناو دیل(زندان) وە هەدەر بچوود.!

دوشنبه چهاردهم بهمن 1387
گفت‌وگوی با شیرکو بی‌کس

با دوربین شعر، از جنگ عکس گرفتم

 

Imageگفت‌وگوی با شیرکو بی‌کس/ سلیمان محمدی
شیرکو بی‌کس شاعر بزرگ کردستان عراق را می‌توان در کنار نام‌هایی اسطوره‌ای شعر جهان همچون پابلو نرودا، یانیس ریتسوس، ناظم حکمت و دیگر چهره‌های برجسته شعر معاصر جهان قرار دارد. او سال 1940 در سلیمانیه متولد شد. هشت ساله بود که پدرش فائق بی‌کس (شاعر نامی کرد) را از دست داد و به خاطر مشکلات زندگی در سن 13 سالگی از مادر و خواهرانش دور ماند.
نخستین مجموعه شعر این شاعر در 17 سالگی‌اش با عنوان «مهتاب شعر» منتشر شد او در سن 47 سالگی به خاطر اشغال زادگاهش به سوئد رفت. یک سال بعد از اقامتش در سوئد جایزه جهانی «توخولسکی» که از جوایز ادبی مهم جهان است و هر سال به یکی از دانشوران و ادیبان آزادیخواه در تبعید اهدا می‌شود به او تقدیم شد.شیرکو بی‌کس از طرف کمیته حقوق بشر ایتالیا، لقب «شهروند افتخاری فلورانس» را کسب کرد و بعد از خودمختاری کردستان عراق، در سال 1991 میلادی به زادگاهش بازگشت و به عنوان وزیر فرهنگ کردستان برگزیده شد.سیدعلی صالحی در کتاب «سلیمانیه و سپیده دم جهان» که شعرهای این شاعر را بازسرایی کرده می‌نویسد:«او در آخرین دیدار در برابر پرسش من گفت: به این دلیل از وزارت استعفا دادم که اعتراضی باشد علیه برخوردهای مسلحانه بین‌الفرق و تلفات قومی.... شیرکو بی‌کس گفت: سعی می‌کنم در کردستان، دو جریان را سامان داده و سازماندهی کنم. تشکیلاتی برای دفاع از حقوق زنان کرد و آشنا کردن آنها با حقوق انسانی و اجتماعی‌شان و بعد راه‌اندازی و توسعه صنعت سینما و فیلمسازی در سلیمانیه و کل کردستان».بی‌کس در حال حاضر سرپرستی یکی از فعال‌ترین موسسه‌های فرهنگی و انتشاراتی در سلیمانیه با عنوان «سه ر‌دم» را بر عهده دارد که بیش از 9 نشریه به صورت مداوم از طرف این انتشاراتی چاپ و پخش می‌شود.شعرهای او به زبان‌های مختلفی در دنیا ترجمه شده‌اند و در ایران نیز شاعران و مترجمانی همچون سیدعلی صالحی، فریاد شیری، عزیز ناصری، رضا کریم‌مجاور، محمد رئوف‌مرادی، مریوان حلبچه‌ای و... آثارش را به علاقه‌مندان فارسی‌زبان هدیه کرده‌اند.او یکی از قدرتمندترین شاعران کرد است که آثارش روایتی به یادماندنی است از آزادی، زندگی و انسانی که در این عصر نفس می‌کشد. این گفت‌وگو در دفتر انتشاراتی «سه ردم» در سلیمانیه عراق انجام شده است.


>>>> ادامه‌‌ مطلب
>